اجراهای گروه در داخل و خارج از کشور
اعزام گروه تواشیح و مدیحه سرایی نجل الهدی به کشور روسیه 2016
اجرای گروه تواشیح نجل الهدی در شب میلاد امام رضا در مسجد کبود ایروان 1394
اجرای گروه نجل الهدی در شام ولادت امام رضا در مسجد کبود ایروان ارمنستان 4/6/1394
دعوت سرپرست گروه تواشیح و مدیجه سرایی نجل الهدی جهت هماهنگی اجرا در ترکیه توسط مرکز قرآنی علامه طباطبایی استانبول
اجرای گروه در شهرستان های کاشمر و خلیل آباد استان خراسان رضوی
اجرای برنامه در شب های تولد سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) در کاظمین
تعریف تواشیح

معناي لغوي

تواشیح در لغت، یعنی زینت و آرایش. لذا به اشعاري كه به نوعی از نظر وزن، مضمون و محتوا، شادتر و جذاب‌تر از اشعار دیگر است، مُوَشَّح گفته می‌شودمُوَشَّحات جمع کلمه موشّح است موشّح مترادف با توشیح و موشّحات مترادف با تواشیح به کار برده می‌شود. از جمله اصطلاحات دیگری که امروزه در ایران مترادف با تواشیح به کار می‌رود، مدیحه سرایی عربی استبه شاعر و مؤدي تواشيح «وشاح»گفته مي شود

معناي اصطلاحي

تواشيح از حيث كاربردي و اصطلاحي آواز ديني است كه موضوعات آن يا دعائي است و يا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (عليهم السلام)، زبان آن عربي است و مملو از هنرهاي زيباي تنغيمي است و عموماً ريتميك است و اغلب بدون همراهي ساز است ، داراي تكخوان است و گروهي كه با آن همراهي كنند كه به (بطانه) معروفند.

تاريخچه

در تاريخ صدر اسلام آمده است كه هنگام ورود پيامبر اكرم (ص) به مدينه، اهالي مدينه جهت استقبال پيامبر گرامي (ص) اشعار «طلع البدر علينا من ثنيات الوداع» را كه يكي از تواشيح هاي امروزي است مي خواندند. البته اين نوع خواندن دسته جمعي در آن زمان نام موشح را نداشت.

در قرن نهم ميلادي در سال 92 هجري قمري، در عهد حكومت مروانيان، طارق بن زياد عامل موسي بن نصير، جزيرة فنداليسيا را فتح كرد كه بعدها نام اين جزيره به صورت اندلس تغيير يافت. مسلمانان تا سال 897 هجري قمري حاكم بر اندلس بودند.

از همان ابتدا عده اي از مسلمين از جمله طايفه بني الاحمر در آنجا مستقر شدند و از آن هنگام به تأثير از طبيعت زيبا و آب و هوائي كه فقط وصف آن در جزيره العرب بر سرزبانها بود ، اشعار شكل جديدي پيدا كرد .

اشعار از حماسي شديد به اشعار لطيف و پر عاطفه تبديل شد ، از توصيف بيابان و صحرا و جنگ و خون به توصيف آبشار و گل و سبزه و بهار مبدل گرديد. از وزنهاي طولاني به وزنهاي كوتاه تغيير يافت . اين اشعار جديد كه از حيث وزن و تداول قافيه هاي متعدد با شعر مرسوم عرب تفاوت داشت «موشحات » نام گرفت و از جهت اوزان و قوافي، پديده اي تازه در شعر عربي و شورشي عليه اسلوب هاي متداول شعري آن بود و قبل از اين، عموماً قالب شعري قصيده بود .

همچنين قالبهاي شعري مستقل ديگري نيز در كنار موشحات پديد آمد كه مي توان به (دو بيت) (مواليا) (الكان ماكان) و (القوما) اشاره نمود كه با احتساب (قصيده) و (موشح) به شش قسمت تقسيم مي شود و بعضي قالب هفتم را نيز تحت عنوان « الحماق» به اين قالبها اضافه كردند.

نام ديگر موشح در زمان پيدايش، «النوع الجميل من الشعر» است. نشأت و پيدايش آن انقلابي با شكوه بر عليه نظم قصيده و ساير اوزان عروضي به حساب مي آمد، تعدد در قافيه ها آنرا  به شكل واضحي از اوزان عروضي دور مي كند و از جمله اوزان عروضي كه قبل از پيدايش تواشيح شباهت زيادي به آنها داشته است مي توان ( رمل مجزوء ) و (رجز) را نام برد كه بر خلاف قصيده ، قافيه هاي متعددي داشته است و از اوزان كوتاه و زيبا به شمار مي روند .

طبق نظر ابن خلدون،  موشح ابتدا در اندلس پديدار شد ، و نخستين كسي كه موشح سرود در جزيرة اندلس  «مقدم بن معافر الغريري» يا نيريزي از شاعران امير عبدلله بن محمد المرواني بود .

سپس ابو عبدالله احمد بن عبد ربه صاحب كتاب  «العقد الفريد» اين فن را از او گرفت و اين دو آنچنان اشتهاري كسب كردند كه ديگران ، تحت الشعاع نام بلند آنان قرار گرفتند . از ميان وشاحان : عباده القزاز شاعر المعتصم و ابن صحادح صاحب المريه را مي‌توان نام برد.

چون موشح سرائي رواج يافت و گروهي از شعراء مانند ابوبكر بن زهير (1113ـ1199 ) م و ابن بقي (1145) م و ابو جعفر عبدالله اعمي الطلبيطلي (قرن چهارم تا پنجم هجري)  و ابن باجه (1138) و ابن سهيل (1208 ـ 1251 ) و ابن الخطيب ( 1313 – 1374 ) م و ابن زمرك (1333ـ1389)  م و بعضي ديگر در اين فن نام آور شدند. بعد از اينكه موشح به مشرق رسيد بعضي از شعراي مشرق مانند ابن سناء الملك المصري و صفي الدين الحلي و ابن نباته الفارقي و ابن حجه الحموي و ديگران آثاري دلپذير ساختند.

ابتدا موشحات براي غناء وضع گرديد و موضوعات آن عموماً غزل، خمريات و وصف طبيعت بود ، سپس به مدح سلاطين و امراء راه يافت . بعد از آن موشحات در مجالس جشن از قبيل اعياد ، مراسم زفاف و مناسبتهاي ديگر مورد استفاده قرار گرفت و بعد از آن براي مدح حضرت رسول (ص) بكار بسته شد .

 اين موضوع (مدح پيامبر (ص) )در كتب موشحات هنر كاملاً مستقلي محسوب شد و از شأن و منزلت والائي برخوردار شد و از حيث معنوي حامل مفاهيمي
چون راستگوئي و ايمان و عشق به آن حضرت بود و از جمله وشاحيني كه قبل از ديگران در اين موضوع وارد شد (ابن الصباغ الجذامي) بود.

از هنر موشحات ، اهل تصوف نيز استفاده كردند و از پيشتازان اين امر  مي توان شيخ محيي الدين بن عربي ( متوفي 638 ) و ابوالحسن الشوشتري متوفي 668 را نام برد .

موشحات در (زهديات) نيز مورد استفاده قرار گرفت . همچون (زهديات ابن عبد ربه ) كه عبارتند از قصيده هايي است كه بعد از توبه اش سرود تا مايه تكفير گناهان باشد و آنها را (محصنات) نام نهاد .

گر چه در حال حاضر غرض اغلب موشحات مدح و تضرع و دعا است ولي در برخي موارد براي مرثيه هم بكار گرفته شده است. چنانچه ابن حزمون را در موضوع مرثيه مي توان نام برد همانگونه در موضوع هجاء نيز موشح سروده است. به مرور زمان موضوع مدح حضرت رسول (ص) نزد عامه و اماميه بر ساير موضوعات تفوق يافت و اسم «تواشيح» را به خود گرفت و به صورت وسيعي متداول گشت و نزد ما شيعيان مدح ساير معصومين نيز اضافه گرديد و نيز استغاثه و توسل وندبه نيز به آن اضافه شد.تواشيح موضوع مشخصي از موشحات است كه دال بر مدح حضرت پيامبر (ص) است

قالب شعري موشح
موشحات، يك مكتب موسيقي عربي مستقل است كه با ساير مكاتب موسيقي عرب فرق دارد. اولين تفاوت اساسي آن با ساير مكاتب موسيقي اين است كه موشح نوعي طغيان و عدول از شيوه ادائي عام در موسيقي عرب تلقي مي شود ، به اين جهت كه مكاتب ديگر موسيقي ، همواره موسيقي در خدمت شعر است بدين معني كه شعر استواري خودش را حفظ مي كند و موسيقي بايد خود را با آن وفق دهد ولي در موشحات مسأله عكس است يعني در اينجا شعر است كه بايد خود را با نغمات و الحان وفق دهد به همين دليل اوزان شعري موشحات با ساير اوزان عروض در شعر عرب فرق دارد . ثانياً معمولاً در شعر ساير مكاتب موسيقي (مطلع) بيت اول بسيار قوي و جذاب سروده مي شود اما در موشحات آخرين قفل (خرجه) چنين صفتي دارد.

انواع موشحات از حيث شعري

1.       موشحاتي كه ساختار آنها به جهت اشتراك وزن اقفال و ابيات دقيقاً قابل تشخيص نيست.

2.       موشحاتي كه به جهت وجود تفاوت شديد بين وزن اقفال و ابيات ساختارشان براي مستمع كاملاً آشكار و واضح است.

3.       موشحاتي كه مطابق اوزان عروضي معروف و متداول شعر عرب ساخته شده است.

4.       موشحاتي كه ساختار آنها به دليل از هم پاشيدگي وزنيِ كلمات نامشخص است و فاقد وزن مشخص و آشنا مي‌باشند كه وزن آن با شيوة آهنگسازي جبران مي شود.

البته در برخي موشحات الزاماً رعايت دقيق اعراب كلمات ناممكن است و عدول از برخي قوانين مانند كشيدن حركات كوتاه بيش از حد لازم ، يا ساكن كردن متحرك و حركت دادن ساكن در صورتي كه معنا را برساند و براي مستمع قابل فهم باشد مجاز محسوب شده است. در اين نوع موشحات، ممكن است بر كلمه اي بي معني مكث شود يا كلمه‌اي كشيده شده يا بر آن تكيه شود.

ساختار موشح
شعر موشح سنتي و متداول قديم از قسمتهاي قفل،‌خرجه، دور، بيت و سمط تشكيل شده است.

1- قفل: بيت يا ابياتي از شعر است با قافيه اي مشخص كه معمولاً در ابتداي موشح قرار مي گيرد و بعد از چند بيت با قافيه هاي مختلف ، همراه با قافيه اول تكرار مي‌شود.

2- دور: بخشي از موشح است كه بين دو قفل سروده مي شود

3- سمط: هريك از اجزاي دور را مصرع يا سمط گويند.

4- بيت: بيت متشكل از يك دور و قفل ما بعد آن است.

5- خرجه:  قفل آخر موشح را خرجه مي گويند. خرجه بايد از حيث معني و لحن در اوج زيبائي باشد و نتيجه نهايي باشد و هيجان را در مستمع بوجود آورد .

عموماً موشح داراي حداكثر 7 قفل است و هميشه تعداد ابيات كمتر از اقفال است.

 

طرب الدوح من غنا القمرِ؛ فرقصن الكؤوس بالخمرِ؛(قفل)

 وقيان الطيور قد غنتِ؛ و عن الموسيقي قد اغنتِ ؛ (دور)

و إليها أرواحنا حنتِ؛ و امثاني بالضرب قد أنتِ

واكف الغمام بالقطرِ؛ نقطت في الرياض بالدرِ؛ (قفل)

 و لنوح الهزار في الغصنِ؛ شق قلب الشقيق بالحزنِ؛ (دور)

والقناني قهقهن عن دنِ والحيا قال من بكاجفني

أصبح الروض باسم الثغري؛ و علي النظم جاد بالنشرِ؛ (خرجه يا آخرين قفل)

 

البته به جهت تبعيت شعر از موسيقي، موشحاتي سروده شده است كه تفاوت اندكي با ساختار فوق دارد مانند:

 

لنزول الذكر في يوم قدسي الفجر - لك اتينا؛ (قفل)

ياغار الوحي اخبرنا عن هذا الامر

للرسل امام  للناس سلام  للوحي ختام  فلنومن فيه؛ (دور)

والذكر اتاه  منهاج هداه  والله حباه   جلت معانيه

سمي احمد     وله اكد    وبه نسعد   وهو المقصد؛ (قفل)

هو بدر تمام  جلي كل ظلام  له اسمي مقام  طالب مساعيه؛ (دور)

قدشع ضياه   في كل خطاه   والله رعاه     ويصلي عليه

وله يشهد    رب اوحد   خبر مسند    فهو محمد؛ (خرجه يا آخرين قفل)

 

اركان لحني موشح
عموماً موشحات ريتميك هستند و به عبارتي با وزن (ضرب) همراه هستند كه ويژه آنها ادا مي شوند و اغلب از اوزان 8/10 (سماعي ثقيل) ،4/4 (وحده كبيره) ، 4/2 (وحده صغيره) ، 4/8 (مصمودي) ، 8/7 (دور هندي ) و (نوخت) ،4/3 (والس) ، 8/6 (دارج) . در موشحات استفاده مي شود .

يك موشح سنتي عربي اصولاً از چهار ركن اصلي تقسيم مي شود:

ملودي محوري اول، كه عبارت است از يك ملودي ثابت و محوري در يكي از مقامهاي عربي كه توسط كر خوانده مي شود.

ملودي محوري دوم، كه عبارت است از تكرار همان ملودي با كلمات و اشعار جديد.
خانه، كه عبارت است از يك يا چند ملودي جديد كه از حيث مقام و احياناً ريتم با ملودي اول فرق دارد و با پردة صوتي متفاوت ادا مي‌شود و اصولاً بين تك خوان و كر رد و بدل شده و احياناً به تغيير مقام (مدلاسيون) پرداخته مي شود.
قفله، عبارت است از شيوة برگشت از مقامهاي متنوع به مقام اصلي (ملودي محوري اول) با ظرافت و زيبائي فائق و به پايان بردن موشح.

 

اركان فوق بناي اصولي يك موشح است اما ممكن است انواع ديگري نيز يافت شود از جمله اينكه فقط يك ملودي محوري داشته باشد و يك خانه و يك قفله و يا ساير تركيبات. 
ملودي محوري يك تواشيح ، نامهاي ديگري از قبيل بدنيه ، مذهب و تسليم نيز دارد كه كم و بيشمصطلح مي باشند.
موشحين مشهور جهان اسلام

علی محمودی

طه الفشنی

عبد السمیع البیومی

محمّد الفیومی

محمّد نقشبندی

نصر الدّین طوبار

محمد احمد بسیونی

محمد عربی القبانی

توفیق المنجد

حمزه الشکور

منیر عقله

سلیم عبد العقاد

محمد عارف العسلی

عماد رامی

البساتینی

عبد العزیز زکی

محمد عمران

طلعت عبد الحمید

عبد القادر المرعشلی

زهیر المنینی

ممدوح عبد الجلیل

سلیمان داود

مسلم البیطار

نور الدّین خورشید

وهبه الزهیلی

محمّد خالد مجبر

رشاد موسی مشعل

صلاح محمد شمس الدین

محمد العزاوی

حسن عبد العال قاسم

عثمان النبراوی

 

 

 

 

 

برخي گروه‌های تواشیح و مشهور ايران

ثقلين اهواز

قدر تهران

فدك الزهراء مشهد

طارق تبريز

قدر تهران

نورالزهراء خوزستان

طاها تبريز

الغدير قم

محراب تهران

كوثر اصفهان

نور مازندران

اسوه تهران

اهل بيت تهران

جامعه قاريان مشهد

سبطين اهواز

شميم بهشت مشهد

عروه الوثقي مشهد

سبحان اصفهان

سلام اصفهان

فلق اصفهان

...

 

 

 

 

گروه بین المللی تواشیح و مدیحه سرای نجل الهدی
کلیه حقوق محفوظ است 1393 - 1432